آرشیو دسته: مدیریت پروژه

  • -

مدیریت پروژه

وقتی که از مدیریت پروژه صحبت می کنیم، می دونیم که برای پیشبرد پروژه در مسیر و بودجه تعیین شده با چالش های زیادی مواجه هستیم و برای موفقیت در این کار فاکتورهای زیادی رو باید در نظر بگیریم و در کنار اون، با عوامل داخلی و خارجی که ممکنه پروژه رو ازمسیر خودش منحرف بکنه هم باید مقابله بکنیم. پس برای موفقیت در این کار باید یه برنامه خوب داشته باشیم و برخی احتیاط ها رو لحاظ کنیم. در پست های #مدیریت_پروژه_رصاکو از آموخته ها و تجربه های خودمون در این زمینه صحبت خواهیم کرد و خوشحال میشیم اگر شما هم تجربه هاتون رو در این زمینه با خانواده رصاکو در میان بذارید.

مدیریت پروژه:

تخصیص، پیگیری و کاربرد منابع برای رسیدن به اهداف مشخص در یک دوره زمانی خاص را مدیریت پروژه می‌گویند. به بیان دیگر مدیریت پروژه به کارگیری دانش، مهارت‌ها، ابزارها و تکنیک‌ها برای فعالیت‌های پروژه به منظور تحقق الزامات پروژه است. مدیریت پروژه با استفاده از فرایندهایی هم‌چون فرایندهای آغازین، برنامه‌ریزی، اجرایی، پایشی و اختتامی انجام می‌پذیرد.

ديريت پروژه را اينگونه تعريف مي‌كنند:

فرآيندي كه توسط آن پروژه به شكل موفقيت‌آميزي به اتمام مي‌رسد، اما مي‌توان تعريفي نيز بر اساس ديدگاه مديريت ساخت يافته پيشنهاد نمود، بر اين اساس دو ديدگاه وجود دارد:
1-    تعريف ديدگاه سنتي از مديريت پروژه، كه مديريت پروژه را شاخه‌اي از دانش بشري دانسته و مجموعه‌اي از ابزارها و تكنيك‌ها مي‌داند.
2-    تعريف ديدگاه ساخت يافته كه مديريت پروژه را فرآيندهاي مديريتي لازم براي به عهده گرفتن پروژه مي‌داند.

مديريت پروژه به عنوان شاخه‌اي از دانش بشري
مديريت پروژه به عنوان اصول مدرن مديريت حدوداً 46 ساله است و آغاز آن به پروژه Atlas كه در سال 1953 در ايالات متحده شروع شده بر مي‌گردد. اين دانش با گذشت زمان ابزارها و تكنيك‌هاي جديدي را معرفي نموده است.

مدیریت پروژه در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، و به کمک استراتژی‌هایی تکامل پیدا کرد که این استراتژی‌ها توسط پرسنل نظامی در جنگ‌ جهانی دوم برای نظارت و بررسیِ پروژه‌های بزرگ و پیچیده‌ای استفاده می‌شد که شامل هزاران نفر و تجهیزات نظامیِ وسیعی می‌شدند.

ریشه‌های مدیریت پروژه را می‌توانیم در پروژه‌های بزرگ دولتی که در اواخر قرن نوزدهم اجرا می‌شدند، خصوصا پروژه‌های مربوط به ساخت خطوط راه‌آهن بین قاره‌ای، نیز ببینیم. پروژه‌ی خط آهن در سال ۱۸۶۰ آغاز شد، هزاران نفر در آن مشغول به کار بودند و چندین تُن مواد اولیه‌ی خام که از مکان‌های مختلف آورده می‌شدند نیز در آن به‌کار گرفته می‌شد.

در اوایل قرن بیستم میلادی، فردریک تیلور (Frederick Taylor) با معرفی مفهوم مدیریتِ هر مرحله از کار روزانه‌ برای کارگران، تجارت صنعتی را متحول کرد. تیلور به جای اینکه از کارگران بخواهد بیشتر تلاش کنند یا ساعات کاری‌شان را افزایش دهند، استراتژی‌هایی برای انجام هوشمندانه‌ترِ کارها پایه‌گذاری کرد و در نتیجه بازدهی را بالا برد.

هنری گانت (Henry Gantt)، که یکی از دستیاران تیلور بود و در کشتی‌سازی مهارت داشت، در طول جنگ جهانی اول، ایده‌ی استفاده از نمودارهای مختلف برای انجام بعضی از وظایف را توسعه داد.

فعالیت‌های گانت باعث شدند که مدیریت پروژه به عنوان رشته‌ای مجزا در محیط‌ کاری و همچنین در مطالعات روانشناسی صنعتی و مدیریت منابع انسانی و بازاریابی شناخته شود. در زمان جنگ جهانی دوم، مدیران صنعتی و نظامی شروع به استفاده از فرآیندهای مدیریتی و استراتژيک دقیق‌تری کردند تا بتوانند بیشترین بهره را از نیروی کار بگیرند. این استراتژی‌ها شامل نمودارهای شبکه‌ای و روش مسیر بحرانی بودند.

خیلی زود این فعالیت‌ها در صنایع مختلف رواج پیدا کردند. با اینکه جزئیات آنها در دوره‌های زمانی و صنایع مختلف متفاوت بودند، اما فلسفه‌ی اصلی تغییری نکرده بود: برای رسیدن به موفقیت، تمامی پرسنل و سیستم‌های مختلفی که در تجارت وجود دارند، باید در هماهنگی با هم کار کنند تا بتوان به موفقیت دست پیدا کرد و پروژه را به نتیجه رساند.

برنامه‌ریزی و کنترل پروژه 

مثلث کنترل پروژه، فلش‌ها: هزینه، طرح، برنامه زمانی
  1. تهیه ساختار شکست کار پروژه WBS
  2. برنامه‌ریزی و کنترل پروژه به روش مسیر بحرانی CPM
  3. برنامه‌ریزی و کنترل پروژه به روش PERT
  4. بودجه بندی پروژه‌ها و زمانبندی منابع مورد استفاده
  5. تهیه گزارش از روند و پیشرفت پروژه‌ها
  6. تهیه گزارش کارگاهی و مدیریتی
  7. مشارکت در تحلیل پروژه و تهیه طرح‌های بهبود
  8. خدمات هزینه یابی پروژه تهیه صورت وضعیت

نکته اصلی قابل توجه شروع و توسعه ابزار BIM است که می‌تواند با یکپارچه سازی تمامی فرایندهای مدیریت و کنترل پروژه به بهینه‌سازی فرایندها و همچنین افزایش بهره‌وری بینجامد.

ا هر دانشي بايد در چارچوب ديدگاهي ساخت‌يافته شكل گيرد، از اين نظر، مديريت پروژه به لحاظ عدم استفاده از ديدگاه ساخت‌يافته، نمي‌تواند بطور دقيق چگونگي و زمان استفاده از ابزارها و تكنيك‌ها را مشخص سازد. در چارچوب اين دانش دو متدولوژي وجود دارد: روش مسير بحراني (CPM) و مشخصات هزينه (C/SPEC).
1-    روش CPM در دهه 1950، در صنايع شيميايي، كشتي‌سازي و ساخت نيروگاه بطور همزمان ولي مستقل معرفي و تكامل يافت. اين روش تنها به يك هدف توجه دارد و آن مديريت زمان به كمك شبكه‌هاي مسير بحراني است.
2-    روش C/SPEC توسط صنايع دفاع آمريكا بوجود آمد. اين روش به سه هدف توجه دارد: مديريت حوزه عملكرد سيستم، سازمان و هزينه. حوزه عملكرد سيستم (C/SCOPE) به كمك تعريف ساخت يافته‌اي از كار، كه بدان جدول زماني تقسيم كار يا ساختار تقسيم كار(WBS: Work Breakdown Structure) گفته مي‌شود و سازمان نيز به كمك ساختار تقسيم سازمان (OBS: Organization Breakdown Structure) مديريت مي‌شوند. جدولي دو بعدي كه توسط WBS و OBS بوجود مي‌آيد در هر سطح، نمودار خطي مسئوليت‌ها يا وظايف را بوجود مي‌آورد. هزينه نيز توسط ساختار تقسيم هزينه (CBS: Cost Breakdown Structure) مديريت شده كه نهايتاً جدولي سه بعدي از CBS، OBS و WBS حاصل مي‌شود.
در اين فرآيند، توجه بسيار شديدي به كار و انجام آن در چارچوب زمان، هزينه و كيفيت شده و كار فقط بخاطر خود كار انجام مي‌شود.تعريف جديد مديريت پروژه
ديدگاه جديد، مديريت پروژه را بعنوان فرآيندي تعريف مي‌كند كه پروژه را به شكل موفقيت‌آميزي به اتمام مي‌رساند تا به اهداف تجاري از پيش تعريف شده دست يابد. اين فرآيند داراي سه بعد مي‌باشد:
–    اهداف پروژه.
–    فرآيندهاي مديريت براي دستيابي به اهداف و…
–    اينكه در چه سطحي از فرآيندها استفاده شده است.
اولين بعد به پروژه اشاره مي‌كند، دومين بعد مديريت را نشانه رفته و سومين بعد نيز پروژه و مديريت را به هم ارتباط داده و پروژه را به جهان خارج مرتبط مي‌سازد.

اهداف پروژه
تعريفي كه قبلاً در مورد پروژه ارائه شده نشان مي‌دهد كه براي دستيابي به مقاصد پروژه بايد پنج هدف پروژه تحت مديريت قرار گيرند (نه اينكه تنها به يك مورد آن پرداخته شود)، اين اهداف عبارتند از:
–    مديريت حوزه عملكرد سيستم
–    مديريت سازمان
–    مديريت كيفيت
–    مديريت هزينه
–    مديريت زمان
و بخاطر اينكه تمامي اهداف مذكور، عنصر ريسك را نيز به همراه دارند، مي‌توان هدف ديگري با عنوان مديريت ريسك به موارد بالا اضافه نمود.
ديدگاه سنتي فقط به مديريت زمان توجه دارد، در صورتي كه مديريت پروژه، مجموعه‌اي است كه كيفيت، هزينه و زمان در ارتباط متقابل با يكديگر به نحوي مديريت مي‌شوند كه نتايج پروژه بهينه (Optimal) گردد.
اگرچه در اين تعريف ظاهراً نامي از كار برده نشده است ولي كار بخشي از مشخصات فني پروژه است. از اصطلاح كارآيي Performance نيز گاهي اوقات براي تركيب حوزه عملكرد سيستم و كيفيت استفاده مي‌شود.


logo-samandehi

جستجو در رصاکو

آمار سایت

  • 0
  • 0
  • فوریه 24, 2018

لوگوی رصاکو

  • مشتریان ما